اشـــعار حاج فیض الله خدایی
تمنّا نمی دانم چسان ابراز بنمایم تمنا را که اندر حلقه عشاق او ره نیست چون ما را روم اندر سر راهش بگیرم چون گدا مسکن که شاید سیر بینم یک نظر آن قد رعنا را بگفتم تا مگر با گریه قلبش را به رحم آرم و لیکن کی اثر باشد ز باران سنگ خارا را میان خلوت شب تا مگر تسکین دل باشد به یاد نرگس چشمش بنوشم جام صحبا را تحمل گر نمایم درد هجران و فراقش را تحمل کی نمایم طعنه های قوم اعدا را اگر روزی پس از مردن بیاید بر مزار من برآرم سر ز خاک و بنگرم آن روی زیبا را
نوشته شده در چهارشنبه 28/11/88ساعت
5:41 عصر توسط حاج فیض الله خدایی نظرات ( ) | |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |
